دیزاین هوشمندانه احساسی: ترسیم اثر احساسی در محصولات
کتاب Emotionally Intelligent Design: Rethinking How We Create Products نوشتهی Pamela Pavliscak دیدگاهی متمایز دربارهی نقش دیزاین در زندگی روزمرهی ما ارائه میدهد. برخلاف رویکردهایی که فقط بر عملکرد یا حتی زیباییشناسی متمرکز هستند، این اثر تأکید میکند که محصولات و تجربهها باید از نظر احساسی هوشمند باشند.
مفهوم Emotionally Intelligent Design بیانگر این است که دیزاین فراتر از ارائهی کارایی یا سهولت استفاده عمل میکند. هدف آن ایجاد ارتباطهای عاطفی پایدار، پرورش ارزشهای انسانی و ارتقای رفاه فردی و اجتماعی است. این رویکرد، تجربههایی خلق میکند که در سطحی عمیقتر کار میکنند؛ تجربههایی که احساسات را تقویت، فعال و معنادار میکنند، نه صرفاً تعاملات مکانیکی یا بصری را تسهیل.
Pavliscak در بخشی از کتاب با عنوان Identifying the Emotional Imprint، یک مدل مفهومی معرفی میکند که چهار نوع اصلی تجربه را دستهبندی میکند؛ هر کدام قابلیت تقویت رفاه احساسی را به شیوهای متفاوت دارند. این مدل تعاملات را بر اساس دو محور کلیدی Purpose و Pleasure در بعد عمودی و Self و Social در بعد افقی ترسیم میکند که نتیجهی آن چهار تجربهی متمایز است: Transformative، Compassionate، Perceptive و Convivial.

چهار نوع تجربه برای تقویت رفاه احساسی
Transformative: تجربهای که رشد شخصی را تسهیل میکند
تجربههای Transformative زمینهای فراهم میکنند تا فرد رشد کند و معنای شخصی بیابد. این تجربهها وعدهی پیشرفت به سمت یک هدف را میدهند، چه بهبود تناسب اندام باشد، چه پسانداز، افزایش بهرهوری یا دست یافتن به بینش عمیقتر دربارهی ذهن یا سلامت.
احساسات: کنجکاوی، علاقه، انتظار، هوشیاری، تفکر، غرور، اعتماد بهنفس، الهام، شیفتگی
ارزشها: عشق به یادگیری، دستاورد، خرد، قضاوت، موفقیت، استقلال، توانمندی، خودکنترلی، عقل، پشتکار، احتیاط، عزتنفس
نمونهها: Duolingo، Fitbit، Lynda، Headspace، Mint
Compassionate: تجربهای نوعدوستانه و اجتماعی
تجربههای Compassionate بر هدف مشترک، رشد متقابل و مأموریتهای جمعی بنا شدهاند. این نوع تجربهها امکان بخشش، کمک و ایجاد و پرورش جوامع همدل را فراهم میکنند؛ از پلتفرمهای خیریه تا ابزارهای مشارکت مدنی.
احساسات: پذیرش، اعتماد، مراقبت، مهربانی، همدردی، همدلی، احترام، توجه، امید، نوعدوستی، شجاعت، شفقت
ارزشها: عدالت، دیدگاه، جامعه، برابری، بخشش، کمکرسانی، مدارا، شهروندی، ذهن باز، صداقت، بخشندگی
نمونهها: Re‑Mission، GoFundMe، Resistbot، Be My Eyes، WeFarm
Convivial: تجربهای اجتماعی و مشارکتی
تجربههای Convivial وجه اجتماعی آشناتری دارند و بر پیوند، فعالیتهای مشترک، گفتگو و اعتبار تأکید میکنند. نمونههای موفق این دسته، ارتباطات غنی، تعاملات اجتماعی حسی، تعاملات ترکیبی واقعیت، آیینهای مشترک و روایت داستانهای جمعی را تسهیل میکنند.
احساسات: عشق، تحسین، میل، خواسته، سرگرمی، آرامش
ارزشها: دوستی، شناخت اجتماعی، هماهنگی، طنز، صمیمیت، اعتماد، پرورش، آسیبپذیری، عدالت
نمونهها: Snapchat، Kickstarter، Pokémon Go، Google Photos، Twitch
Perceptive: تجربهای سرشار از حس و ادراک
تجربههای Perceptive کاربر را غرق در لحظات غنی حسی همراه با فرصت بازی میکنند. این تجربهها ممکن است صرفاً سرگرمی در لحظه باشند، مانند بازی یا موسیقی، یا تجربههایی که به لذت بردن و شگفتی دعوت میکنند.
احساسات: شگفتی، غافلگیری، برانگیختگی، لطافت، بازیگوشی، شیفتگی، هیجان، سرگرمی، آرامش، آسودگی
ارزشها: طنز، خلاقیت، شور، کنجکاوی، تخیل، شادی، قدردانی از زیبایی، راحتی
نمونهها: Spotify، Monument Valley، Pinterest، Dark Sky، Keezy
ترکیبها و همپوشانیها
کمتر محصولی به طور کامل در یک دسته قرار میگیرد. اپلیکیشن Charity Miles که برای اهداف اجتماعی طراحی شده، ویژگیهای Transformative و Compassionate را ترکیب میکند. Prompt، اپلیکیشن دفترچهی بصری برای افراد دارای مشکل حافظه، هم Transformative است و هم Convivial. Wayfindr را میتوان هم Transformative و هم Perceptive دانست. Skype بسته به استفاده، میتواند Convivial یا Compassionate باشد.
به عنوان مثال Spotify: گوش دادن به موسیقی به وضوح Perceptive است؛ ساخت و اشتراکگذاری لیستهای پخش، بُعد Convivial را اضافه میکند؛ استفاده از Spotify Running برای پشتیبانی از اهداف تناسب اندام، آن را Transformative میکند؛ راهاندازی کانالهای خیریه یا بازیهای اجتماعی به آن ویژگی Compassionate میدهد.
نقش احساسی فناوری در زندگی کاربران
ترسیم چشمانداز احساسی به معنای در نظر گرفتن نقشی است که یک فناوری در زندگی افراد ایفا خواهد کرد. آیا احساسی را که وجود دارد تقویت میکند؟ آیا احساس جدیدی را فعال میکند؟ آیا به افراد کمک میکند احساسات خود نسبت به خود محصول را پردازش کنند؟ یا آن را به چیز دیگری مرتبط میکند؟ آیا کل تجربه میتواند به عنوان روشی برای مقابله عمل کند؟ آیا این تجربه به نمایندگی از یک لحظه احساسی، یک تجربه یا حتی فقط یک احساس عمل کرده است؟
به یاد بیاورید سطوح پردازش شناختی Don Norman یعنی visceral، behavioral و reflective که پیشتر در مقالهی «نقشه روانشناختی دیزاین عالی: سه سطح، هفت مرحله» به طور مفصل بررسی کردهایم. این دیدگاه یادآوری میکند که همآوایی احساسی در دیزاین در چندین لایه رخ میدهد و واکنشهای فوری، الگوهای تعامل و معناهای بازتابی را در طول زمان تحتتأثیر قرار میدهد.
Pavliscak همچنین پیشنهاد میکند به نقش احساسی فناوری بر اساس سه دستهی کارکردی فکر کنیم:
- Source: محصول مستقیماً احساسی ایجاد یا الهام میکند
- Support: محصول به افراد کمک میکند احساسات خود را درک، پردازش، مدیریت یا کنترل کنند
- Symbol: محصول یا تجربه به نماد یک احساس، خاطره یا لحظه تبدیل میشود
در عمل، بیشتر محصولات بیش از یک نقش را ایفا میکنند، اما «امضای احساسی» هر نقش میتواند متفاوت باشد. ترکیب این مدل چهار بخشی با این نقشها، ابزاری قدرتمند برای تحلیل و ارتقای کیفیت احساسی دیزاین فراهم میآورد.
مشخصات کتاب منبع
• عنوان: Emotionally Intelligent Design: Rethinking How We Create Products
• نویسنده: پاملا پاولیساک
• سال انتشار: ۲۰۱۹
• ناشر: O’Reilly Media
• محل انتشار: سباستوپول، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
• شابک: 978‑1‑491‑95314‑3
• تعداد صفحات: ۲۸۱ صفحه